زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ،
يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ،
يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا بازکنیم
عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم
دوست
آرام مي آيد
از كنارمان مي گذرد
و نيز آرام ميرود
آنچنان بي ريا كه حتي وجودش محسوسمان نيست
وجودي كه سراسر عشق است و رويش
موج است و جوشش
اما كرانه ايست آرام
و پروانه ايست بي مدعا كه آوايش تنها در گوش آشنايان مي نشيند
و سوختنش را تنها ديدگان مشتاقان مي بيند
و اي دريغ و صد افسوس
كه هنوز آشنا نشده ايم از كنارمان مي گذرد
و اين بار براي هميشه
اين واماندگان از راه دراز ابديت را به خود وا مي نهد
فرياد بر مي آوريم كه:
هنوز ريشه زائيده بهار مني
به باغ عشق ، گل سرخ اعتبار مني
شب و غروب و كف و باد و موج مي ميرند
تو اي كرانه آرام ماندگار مني
گل یاس
یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میونه ، باغچه مهربونی
می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوته یاس من ، می مونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها میپچید
میونه کوچه باغ ها ، بوی خدا می پیچید
اونایی که نداشتند ، از خوبی ها نشونه
دیدند که خوبی یاس ، باعث زشتیشونه
عابرای بی احساس پا گذاشتند روی یاس
ساقه هاشو شکستند ، آدمای نا سپاس
یاس جوون برگمون تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار
یه باغبون دیگه شبونه یاس رو برداشت
پنهون ز نا محرما تو باغ دیگه ای کاشت
هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس
امـا مـکان اون گل ، مونده هـنوز ناشـناس 
مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود
مراقب رفتارت باش که عادتت می شود
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن پا عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابديت مي گذاری...
*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*
زندگی به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ی تو گریه ی من است ؟ مرگ حرفی نزد!!! زندگی دوباره گفت : من با آمدنم خنده می آورم و تو گریه من با بودنم زندگی می بخشم و تو نیستی مرگ ساکت بود زندگی گفت : رابطه ی من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟
از فرار ابدیت ناظران عرش، فرشتگان و ملایک تلاش و مبارزات تو را نظاره می کنند، پس قوی باش. تو در تلاش و پیکارت تنها نیستی که در حضور فوجی عظیم به مبارزه ای شریف برخاسته ای
از روزهایت شتابان گذر مکن که در التهاب این شتاب نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی
برخیز و بی هراس خطر کن ، درهرفرصتی بیاویز وهم بدین سان است که به مفهوم "شجاعت" دست خواهی یافت
زندگی را گرم کرد کاش میشد تا بباری مثل ابر کاش میشد سبز باشی چون درخت کاش میشد واژه واژه شعر
شد کاش میشد از قفس آزاد شد کاش میشد عشق را تقسیم کرد کاش میشد عشق را تفسیر کرد کاش میشد
شعر عشقی را سرود کاش میشد از لب دل گل ربود


